X
تبلیغات
دلم تنگه...
دلم تنگه...
دلم خیلی تنگه... گاهی از دل تنگی چنان بی تابم که احساس می کنم دل صبور خدا هم برایم می سوزد... 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
 
مشك را گفتند :
تو را یك عیب هست ...
با هر كه بنشینی ،
از بوی خوشت به او دهی !
گفت :
زیرا كه ننگرم با كی ام ...
به آن نگرم كه من كی ام ...
[ چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 ] [ 15:6 ] [ leila ]
کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
کوک کن ساعتِ خویش
که مـوذّن، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب
کوک کن ساعتِ خویش
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
که سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند
کوک کن ساعتِ خویش
که سحرگاه کسی
بقچه در زیر بغل،
راهیِ حمّامی نیست
که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
رفتگر مُرده و این کوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
کوک کن ساعتِ خویش
ماکیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
کوک کن ساعتِ خویش
که در این شهر، دگر مستی نیست
که تو وقتِ سحر، آنگاه که از میکده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر
و در این شهر سحرخیزی نیست

"کیوان هاشمی به یاد فریدون فروغی"
 
[ چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 ] [ 13:41 ] [ leila ]
کاش آن باد سحر
خاطره ها را نبرده بود !
کاش گرده گلها
باهم بودنمان را به جای دیگر نبرده بودند !
کاش آن برفهای سپید
قلبهایمان را در کوله اش نمی ریخت
تا به همراه او آب شویم !
کاش می شد دوباره قلبهایمان را
خاطره هامان را
و لحظه های خوب باهم بودنمان
را دوباره لمس کرد .
کاش بدترین غصه ما
یک ساعت به تعویق افتادن آن چای خوردن بود
و ای کاش ....
می دانستم دیگر باید چه ای کاشی را بنویسم.........
[ یکشنبه 31 فروردین1393 ] [ 14:12 ] [ leila ]
به گمانم بزرگترین دارایی ِ زندگی ِ من
همین دوست های دیده و نادیده هستند...
همین دوست هایی که برایت پیغام می گذارند...
که اعلام می کنند حواس شان به تو هست...
همین ها که با دو سه خط پیغام نشان می دهند چقدر دل شان پی ِ تو ،
دل ِ تو و درد ِ توست....
همین ها که پی جویند...که نباشی دلگیرند...
همین ها که دلتنگ ات می شوند و بی مقدمه برایت می نویسند...
با بهانه ، بی بهانه دو سه خط شعر می فرستند...
که بدانی خودت...
وجودت...
خوب بودن حال و احوالت برای کسی مهم است...
دو سه خط پیغام،
حس ِ شیرینی ست که بدانی بودن ات برای کسی اهمیت دارد،
نبودن ات کسی را غمگین می کند...
خواستم بگویم که چقدر این دارایی های زندگی ام،
این دوستان ِ دیده و نادیده، برایم پُر ارزش ند...
که چقدر خوب است دارمشان...
چه خوب است هستيد
[ پنجشنبه 28 فروردین1393 ] [ 23:52 ] [ leila ]
بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارند،
بعد چشمشون به یه گردو می افته
دولا میشن تا گردو رو بردارن
الماسه می افته تو شیب زمین
قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره
میدونی چی می مونه؟
یه آدم...،یه دهــــــن بـــاز....،یه گـــــــردوی پـــــوک ....
و یه دنیـــــا حســـــــرت..
[ پنجشنبه 28 فروردین1393 ] [ 23:47 ] [ leila ]
اي که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست
عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه‌ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
باور امکان با یک گل بهار
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی

عشق یعنی این که انگوری کنی
عشق یعنی این که زنبوری کنی
عشق یعنی مهربانی در عمل
خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی یک نگاه آشنا
دیدن افتادگان زیر
پا
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
عشق یعنی ، ماهی راهی شده
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس
بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی جنگل دور از تبر
دوری سرسبزی از خوف و خطر
عشق یعنی از بدی ها اجتناب
بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ، ناتوان عشق باش
پهلوانا ، پهلوان عشق باش
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر
واگذاری آب را بر تشنه تر
عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش
در به در انبان خرما روی دوش
عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده‌ای درمان کنی
عشق یعنی خویشتن را نان کنی
مهربانی را چنین ارزان کنی
عشق یعنی نان ده و از دین مپرس
در مقام بخشش از آیین مپرس
هرکسی او را خدایش جان دهد
آدمی باید که او را نان دهد
عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی جسم روحانی شده
قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی کردن روی زمین
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد یک راه بی بن بست شد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود
درجهان هر کارخوب و ماندنی است
رد پای عشق در او دیدنی است
سالک آری عشق رمزی در دل است
شرح و وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام

 
مجتبی کاشانی ( سالک )
[ پنجشنبه 28 فروردین1393 ] [ 23:46 ] [ leila ]
دِلَم کُوچَک اَست!کوچَکتَر اَز باغچه ی پُشتِ پَنجره!

وَلی آنقَدَر جا دارَد که بَرای کَسی که خِیلی دوستَش دارَم وَ نیست نیمکَتی بُگذارَم بَرای هَمیشه...

[ سه شنبه 26 فروردین1393 ] [ 21:37 ] [ leila ]

تو ماشین نشسته بودم و به امتداد خیابون و ماشینایی که از کنارمون میگذشتند چشم دوخته بودم. اون ماشینا مثل آدمای این روزای زندگیم، همه برای گذشتن از من، از هم سبقت میگرفتند و با عجله دور میشدند...

با این افکار مشغول بودم که همراهم پرسید به چی فکر میکنی که سردتر از همیشه همون جواب همیشگی رو دادم:

هیچی...

شاکی پرسید چرا همیشه میگی هیچی؟ و من سکوت کردم...

آخه چجوری باید میگفتم تکیه کردن به بعضیا مثل پیله بستن به تار عنکبوته یا چجور میگفتم اون باعث شد فکر کنم میشه رو سطح آب رفت پیاده­روی... اما من غرق شدم...

همچنان سکوت...

همچنان من و افکارم...

همچنان خاطرات پیله و عنکبوت...

همچنان غرق مرور روزای گذشته بودم که بوی تلخ سیگارش من رو به ماشین برگردوند. حواسم که جمع شد ترانه به اینجا رسیده بود:

تو اِنقدر پاکی که تو چشمِ تو...خدا رو دارم جستجو می کنم

یه عمر آرزوی تو رو داشتم و...دیگه خواستنت مثل یک عادته

هوای تو پیچیده تو لحظه هام...تو دستات بَرام اوجِ امنیته

نگام کردی و عشقِ توی نگات...مسیرِ غما رو به این خونه بست

نمی دونم از زندگی چی بخوام...که هر چی بخوام تو نگاه تو هست

ولی دیگه هیچ چی درست نمیشه، دیگه هیچ عشقی، احساسی و نیازی من رو به سمت تو برنمی­گردونه...

متن کامل ترانه آهنگ احساس:

چه احساس خوبی دارم پیش تو...قراره چشات همدمِ من بشه
چقدر به از این به بعد خونه مون...می خواد با نگاه تو روشن بشه
تو آغوشِ تو غرق آرامشم...تو رویای زیبای همیشَمی
دارم راه می رم کنارت ولی...بَرام سخته باور کنم پیشمی
بذار دستتو توی دستای من...تمومِ غم و اضطرابم بره
تو شب های زیبای این زندگی...روی شونه های تو خوابم بره
نفَس می کِشم عطرِ آغوشتو...بَرات قلبمو زیر و رو می کنم
تو اِنقدر پاکی که تو چشمِ تو...خدا رو دارم جستجو می کنم
یه عمر آرزوی تو رو داشتم و...دیگه خواستنت مثل یک عادته
هوای تو پیچیده تو لحظه هام...تو دستات بَرام اوجِ امنیته
نگام کردی و عشقِ توی نگات...مسیرِ غما رو به این خونه بست
نمی دونم از زندگی چی بخوام...که هر چی بخوام تو نگاه تو هست

[ دوشنبه 25 فروردین1393 ] [ 19:18 ] [ leila ]
اتوبوسی آمده از تهران

یکی از صندلی هایش خالی است

قطاری می رود از تبریز

یکی از کوپه هایش خالی است

سینماهای شیراز پر از تماشاچی است

که حتما ردیفی از آن خالی است

انگار یک نفر هست که اصلا نیست

انگار عده ای هستند که نمی آیند

شاید،کسی در چشم من است

که رفته از چشمم

نمی دانم ..


- بیژن نجدی


[ پنجشنبه 21 فروردین1393 ] [ 23:56 ] [ leila ]
دلم بچـــــــگیمو میخواد !

پاهای شنــی دستای کاکائویی !

دلم میخواد وقتی بلال میخورم کـــل صورتم

زغالی شه !

100 بار یه سرسره ی 1 متری رو برم

بازم خسته نشم !

چایی رو با 10 تا قند بخورم !

بستنی و پفک و لواشکو باهم بخورم !

سرچیزای مسخره

انقد بــــخندم بیافتم کف اتاق !

آدامس بچسبونم زیر میز کلاسا !

عیدیامو بریزم توی قلک

دلم میخواد بازم رو دیوار نقاشی کنم ... مورچه

هارو بکشم !

دلم میخواد وقتی گریه میکنم مــادرم اشکمو

پاک کنه نه

پیرهن تنم !

دلم میخواد شبا توخواب غلت بزنم جای اینکه

حرف بزنم !

1000 تومن تو جیبم باشه اما دلم خــــوش

باشه !

از شاخه درختا بالا برم

غروب بعضي روزا فقط منتظر " آنشرلي "

باشم !

ولم کنین تا صب تو شهربازی بمونم !

.

.

.

بزرگترین اشتباهم این بود که آرزو کردم بزرگ

شم !

دنیای آدم بزرگا خیـــــــلی سرد و تنهاس...

[ چهارشنبه 6 فروردین1393 ] [ 8:37 ] [ leila ]
.: Weblog Themes By Iranian :.

درباره وبلاگ

دلم...
دلم... لک زده برای یک عاشقانه‌ی آرام که مرا بنشانی، بر روی پاهایت...
بگذاری گله کنم از همه این کابوسهایی که چشم تو را دور دیده اند...
دلتنگی را بهانه کنم سرم را پنهان کنم در گودی گلویت...
و تمام ریه ام را پر کنم از عطر مردانه ات...
لینک های مفید